(داستانهای روسی،قرن 19م)
0/5
(0 نظر)
وزن | 227 گرم |
---|---|
نویسنده |
آلکساندر هرتسن |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
332 |
نوع جلد |
شمیز |
قطع |
پالتوئی |
بازنویسی |
14030910 |
2,960,000 ریال
(داستانهای روسی،قرن 19م)
زندگی زناشویی آلکسی آبرامویچ بر وفق مراد بود. چهار اسب و کالسکه درخشان نگروف همراه با زوجی که در داخل کالسکه از خوشبختی در پوست نـمیگنجیدند در همه گردشگاهها بهچشم میخورد. آنان را میشد در روز اول مه در محله ساکولنیکی دید، در عید عروج در باغ قصر، در عید ارواح در آبگیرهای پرسنن و تقریبا هر روز در بلوار تِور. زمستانها به باشگاه اشراف میرفتند، مهمانی ناهار میدادند و لژ اختصاصی داشتند. ولی یکنواختی هراسآوری گردش در مسکو را کشنده میساخت: هرچه سال گذشته بود، امسال هم هست و سال آینده هم. همانطور که آنوقت با کاسب فربهی برخورد کردید که کت بلند و باشکوهی به تن داشت و زن دندانسیاهش همهجور سنگ قیمتی را از خود آویزان کرده بود، اینک نیز همان را خواهید دید؛ فقط کت کهنهتر شده است، ریش سفیدتر و دندانهای زن سیاهتر؛ ولی به هر حال خواهید دیدشان؛ همانطور که آن وقت جوانک تر و فرزی را با سبیل کلفت و کت دلقکوار دیده بودید اینک نیز همان را خواهید دیدکه فقط کمی لاغر شده است؛ همانطور که آنوقت بیمار مبتلا به نقرسی را آکنده از انفیه در گردشگاه میگرداندند، هنوز هم همانطور میگردانند… یکی از این مناظر هم کافی بود که انسان خود را در اتاقش حبس کند.
وزن | 227 گرم |
---|---|
نویسنده |
آلکساندر هرتسن |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
332 |
نوع جلد |
شمیز |
قطع |
پالتوئی |
بازنویسی |
14030910 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.