دوست داشتن وضعیت موجود (چهار پرسش برای دگرگونی زندگی)
3,800,000 ریالهر احساس پرتنشی را که تاکنون تجربه کردهام، حاصل چسبیدن به فکری نادرست و غیرحقیقی بوده است. در پسِ هر احساس ناراحتکنندهای، فکری وجود دارد که برای ما حقیقت ندارد: «باد نباید بوزد» یا «شوهرم باید با من همعقیده باشد». نخست، فکری داریم که با واقعیت در بگومگوست. سپس احساس فشار زیاد و تنش میکنیم. پس از آن، تحت تأثیر آن احساس رفتار میکنیم و فشار و تنش بیشتری برای خودمان به وجود میآوریم. به جای درک دلیل اصلی، یعنی یک فکر، با جستوجو در بیرون خودمان میکوشیم احساسهای ناراحتکنندهی خود را دگرگون سازیم. تلاش میکنیم کسی دیگر را تغییر دهیم یا دست نیاز به سوی رابطۀ جنسی، الکل، مواد مخدر یا پول دراز میکنیم تا به آسایشی موقتی و توهم صاحباختیار بودن دست یابیم.
به سادگی میتوان در احساسی نیرومند غرق شد، بنابراین سودمند است به یاد داشته باشیم که هر احساس ناراحتکنندهای، شبیه به ساعت زنگدارِ پرمهریست که میگوید: «گرفتار رؤیا شدهای.» افسردگی، درد و ترس هدایایی هستند که میگویند: «عزیز دلم! به فکری که هماکنون داری، نگاه کن. در داستانی به سر میبری که برای تو، حقیقت ندارد.» ما گرفتار در رؤیا، میکوشیم با دست دراز کردن به بیرون از خودمان، احساس ناراحتکننده را تغییر دهیم و کنترل کنیم. معمولاً پیش از آگاه شدن به فکر، از احساس آگاه میشویم. به همین دلیل است که میگویم احساس، ساعت زنگداریست که به شما اطلاع میدهد فکری وجود دارد که شاید بخواهید در مورد آن کار کنید. بررسی یک فکر غیر حقیقی، همیشه شما را به آن کسی که در واقع هستید، میرساند. باور کردن آن که کسی دیگر هستید، دشوار است. هر داستانی به جز شادی را زیستن، سخت است.
وقتی دستتان را در آتش میگذارید، آیا کسی باید به شما بگوید دستتان را بیرون بکشید؟ خودتان باید تصمیم بگیرید؟ نه. وقتی دستتان شروع به سوختن کند، خودش حرکت میکند. لازم نیست آن را هدایت نمایید. دست، خود حرکت میکند. به همین ترتیب، پس از آن که از طریق «واکاوی» متوجه میشوید که دلیل رنج کشیدنتان یک فکر غیرحقیقیست، از آن دور میشوید. پیش از آن فکر، شما رنج نمیکشیدید؛ با آن فکر، رنج میکشید. وقتی تشخیص میدهید که آن فکر حقیقت ندارد، دیگر رنجی وجود نخواهد داشت. کار اینگونه عمل میکند. «وقتی آن فکر را در سر دارم، چه واکنشی نشان میدهم؟» گویی دست در آتش دارم. «بدون آن فکر، چه کسی میشوم؟» انگار بیرون از آتش هستم. به فکر مینگریم، دستمان را در آتش حس میکنیم و به طور طبیعی، به موقعیت اصلی برمیگردیم. لازم نیست کسی حرفی بزند. بار دیگر که این فکر پدید میآید، ذهن، خودبهخود از آتش دور میشود. کار ما را دعوت میکند تا به علت و معلول درونی توجه کنیم. همین که متوجه شویم، همهی رنجهایمان خودبهخود حل میشوند.
نیروی حال (رهنمونی برای روشن بینی معنوی)
قیمت اصلی: 2,600,000 ریال بود.2,340,000 ریالقیمت فعلی: 2,340,000 ریال.بهترین سال زندگی
قیمت اصلی: 1,500,000 ریال بود.1,350,000 ریالقیمت فعلی: 1,350,000 ریال.قدرت حقیقی (هشیاری عاطفی)
3,000,000 ریالهشیاری عاطفی به توجه نیاز دارد. هشیاری عاطفی، به معنای تمرکز بر تجربه هر عاطفه است. تجربه شما هنگامی که احساسی در شما جریان دارد و درحالیکه شما متوجه موضوع دیگری هستید، بسیار متفاوت از وقتیست که احساسی در شما جریان دارد و متوجه آن احساس هستید.
متمرکز نبودن بر احساسی که درونتان جاریست، مانند نشستن در سالن سخنرانی و شنیدن صدای سخنران در حالیست که به سخنان او گوش نمیدهید یا وقتی در برابر تلویزیون نشستهاید و برنامههای مختلف را تماشا میکنید، اما به هیچیک توجه ندارید. بعدها به یاد میآورید که برنامههای گوناگون پخش شدند، اما باآنکه برخی از آنها برای لحظاتی شما را ترسانده یا خنداندهاند، نمیتوانید هیچیک از برنامهها را شرح دهید. شما فقط میتوانید به یاد بیاورید که تلویزیون تماشا میکردید و ترسیده یا خندیده بودید.
اگر شما رشته برنامهریزی تلویزیون میخواندید، میتوانستید بهطور دقیق به یاد بیاورید که چه برنامههایی، به چه ترتیب پخش شدند. فکر میکردید که چرا در زمانی خاص، آن برنامه پخش شد و زمان دیگر، برنامهای دیگر. به تفاوت میان برنامههای صبحگاهی، عصرگاهی و شبانگاهی پی میبردید. میدیدید که چگونه کارگردانهای متفاوت، بازیگران را به بازی میگیرند، صحنهآرایی میکنند و موسیقی مناسب را برمی گزینند. از تفاوت میان برنامههای پرماجرا و فیلمهای عاشقانه لذت میبردید. شباهتها و تفاوتهای برنامههای خبری شبکههای مختلف را میدیدید. حتی متوجه میشدید که دستگاههای تلویزیون گوناگون، رنگها و صداها را بهشکلی متفاوت پخش میکنند.
هشیاری عاطفی همچون بررسی هر برنامه تلویزیونی، کارگردان، بازیگر، صحنه یا قطعه موسیقی، شنیدن دقیق صداها و تماشای دقیق رنگهاست. هشیاری عاطفی فقط این نیست که بدانید احساسی درون شما جریان دارد. هشیاری عاطفی علاقهمند بودن به هر احساس، مقایسه هر احساس با احساسهای دیگر و شکلهای گوناگون همان احساس است.
کتاب سخنگو نیمه تاریک وجود (باقاب)
قیمت اصلی: 300,000 ریال بود.270,000 ریالقیمت فعلی: 270,000 ریال.سه پرسش (کشف و در اختیار گرفتن نیروی درون)
1,700,000 ریالدر کودکی مشاهده میکردیم که جامعه و خانوادهیمان چگونه اداره میشوند. از مقررات مدرسه، عبادتگاهها، سیاستمداران و مدیران سازمانها پیروی میکردیم. به طور معمول، نتیجهی سرپیچی از قانون، از دست دادن احترام نزد همسالانمان بود. گاهی بهای نافرمانی، برایمان گرانتر تمام میشد. ما تابع قوانین شهری، دولت و قومیتمان بودیم. سرپیچی از آن قوانین به معنای پرداخت جریمههای هنگفتتر بود. همهی این قوانین بر کارکرد مغزمان تأثیر گذاشتند و میتوان گفت شیوهای که اکنون خودمان را مدیریت میکنیم، آینهی همان فرایندیست که در جهان اجرا میشود.
شگفتآور نیست که همهی ما دولت کوچک فعالی در سرمان داریم. ذهن، دولت قانونگذار و بدن مادی ما، تابع آن قوانین است. ما حاضریم برای سرپیچی از قوانینی که خودمان وضع کردهایم، جریمههای واقعی بپردازیم و در بسیاری از موارد، دیگران را هم به پرداخت جریمه وامیداریم. ذهن ما همانند همهی دولتها، میکوشد قوانین خود را بر بدن دیگران هم تحمیل کند.
هر گاه از شیوهی کارکرد ذهن آگاه شویم، میتوانیم فرایند سلطهی خودمان را تغییر دهیم. وقتی چگونگی کارکرد دولت کوچکمان را بفهمیم، میتوانیم آن را دگرگون سازیم. ما میتوانیم قوانینمان را اصلاح کنیم. هر آنچه را بتوانیم تصور کنیم، میتوانیم بیافرینیم. ما میتوانیم از بدنمان بهتر مراقبت کنیم و آزادی بیشتری برای ابراز خود به بدنمان بدهیم. میتوانیم جریمههای سنگینی را که برای خودمان تعیین کردهایم – همان جریمههایی که تجربه کردن عشقی را که سزاوارش بودیم، ناممکن میساخت – باطل کنیم.
همهی ما میخواهیم به بهترین آدمی که میتوانیم باشیم، تبدیل شویم. همگی میخواهیم در تکامل شخصی خود مشارکت کنیم. میخواهیم بدانیم چه کاری را نادرست انجام میدادیم و چگونه میتوانیم بهتر عمل کنیم. میخواهیم پاسخ پرسشهای پنهانیمان را بیابیم و بفهمیم چگونه میتوانیم این پاسخها را در زندگی خود اجرا کنیم. ما میخواهیم حقیقت را کشف کنیم.
همهی ما میتوانیم از چندین گوهر خرد بهرهمند شویم، خردی که روابط ما با زندگی و حقیقت را بهبود میبخشد. خردی که به ما اجازه میدهد فراسوی ترسها و باورهای مشترکمان برویم. خرد، ارادهی گذشتن از درهای جدید را به ما میدهد.
سفر با سه پرسش اساسی آغاز میشود:
من کیستم؟
چه چیز واقعیست؟
عشق چیست؟