دعوت به مراسم گردن زنی (رمان های بزرگ جهان14)
قیمت اصلی: 2,750,000 ریال بود.2,475,000 ریالقیمت فعلی: 2,475,000 ریال.تاریخ مختصر 2 (علم)
قیمت اصلی: 3,850,000 ریال بود.3,465,000 ریالقیمت فعلی: 3,465,000 ریال.تاریخ مختصر 1 (فلسفه)
قیمت اصلی: 3,850,000 ریال بود.3,118,500 ریالقیمت فعلی: 3,118,500 ریال.دختری که ماه را نوشید
2,490,000 ریالزان کتابها، نقشهها، مقالات، مجلات، نمودارها و دستورالعملها را از قلعهی ویران به کارگاهش برد. نه شبانهروز نه خوابیده بود و نه غذایی خورده بود. اونا در پیلهاش در یک زمان و یک مکان ثابت مانده بود. نفس نمیکشید. فکر نمیکرد. کاملا متوقف شده بود. هر بار گلرک نگاهش میکرد، خنجری در قلبش احساس میکرد. نگران بود که آیا این کار اثری بر لونا باقی خواهد گذاشت یا نه؟
نگرانی فایدهای نداشت. بدون شک اثرگذار بود.
زان از پشت در قفلشده به گلرک گفت: «نمیتوانی داخل شوی. باید تمرکز کنم.»
هر شب گلرک از پشت پنجرهی کارگاه زان را تماشا میکرد که شمعی روشن کرده و صدها کتاب و سند را بررسی میکند و روی کاغذی یادداشتبرداری میکرد که هر لحظه بلندتر میشد. در تمام مدت چیزی زمزمه میکرد. سرش را تکان میداد. جادوها را در جعبهای میگذاشت، در آن را محکم میبست و روی جعبه مینشست تا جادو همانجا بماند. سپس با احتیاط جعبه را باز میکرد و با بینیاش جادو را به داخل میکشید.
زان یادداشتبرداری میکرد و میگفت: «دارچین و نمک.» یا میگفت: «متان، نه خوب نیست؛ زیرا بهطور ناگهانی میپرد. بهعلاوه قابلاشتعال هم بود، حتی بیشتر از حد معمول.» یا میگفت: «آیا این گوگرد است؟ زن داری چه کار میکنی؟ میخواهی بچه بیچاره را بکشی؟»
چندین مورد را از لیست خود حذف کرد.
فیریان پرسید: «خاله زان دیوانه شده است؟»
گلرک پاسخ داد: «نه دوست من! اما خودش را در آبی عمیقتر از انتظارش گرفتار کرده است. به بلاتکلیفی عادت ندارد و برایش وحشتناک است. همان طور که شاعر میگوید: «احمق وقتی روی زمین سنگی قدم برمیدارد از قلهی کوه تا ستارهها و تا بینهایت، میپرد؛ اما دانشمند هنگامی که از قلم، نوشتهها و کتابهای قطورش خسته میشود، سقوط میکند و دیگر برنمیگردد.»