غروب درندگان
2,200,000 ریالفساد در بالاترین سطوح دولتی: اقتصادهای زیرزمینی، افزایش افراطگرایی، بیگانهستیزی با اهداف سیاسی. تمام این موارد دست به دست هم دادهاند. مردان و زنان کارشان را به ازبینبردن رفاه عمومی اختصاص میدهند. قاعدهی بازی هم به نفع آنها تغییر کرده است. مجرمان در روز روشن دست به اقدام میزنند، درحالیکه دست در دست مقاماتی دارند که از آنها حمایت میکنند. ارتشی از خونآشامهایند که بدون مجازات، هر کاری را انجام میدهند.
گروه ما دست به افشای فسادهای علنی میزند و افرادی قدرتمند را آزار میدهد که در صورتی که شناساییمان کنند، میتوانند ما را در باقیماندة عمرمان به زندان بیندازند. ما یاغی به حساب میآییم، که خودش نوعی تضاد است، زیرا به خاطر کاری که کردهایم مستحق پاداشیم. دیرزمانی است که با هم دوستیم؛ با وجود این، اگر در یک کافه باشیم یا در خیابان با هم برخورد کنیم، همدیگر را نمیشناسیم. همه در راه کییف، نگران اتفاقات پیشِ رویند.
اسباب بازی فروشی سیار
2,600,000 ریالریچارد کادوگان تپانچهاش را بالا آورد، با دقت هدف گرفت و ماشه را چکاند. شلیک باغچة کوچک را شکافت و طنین صدایش اضطراب و آشوبی به دل حومة سنتجانزوود انداخت. از روی درختانِ دودهگرفته، که برگهایشان در روشنای آفتاب به قهوهای و طلایی میزدند، صدای پرندگان وحشتزده برخاست. از دوردست، سگی شروع به زوزه کشیدن کرد. ریچارد کادوگان به سمت هدف رفت و با دلمردگی نظارهاش کرد. تیرش به خطا رفته بود.