نمایش 9 12

عشق و یک دروغ (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ96)

2,850,000 ریال

وی زنی بود زیبا با موی تیره و چشمانی درشت و بیقرار و لبانی بیش از حد قرمز، لباس‌هایش بسیار زیبا و شیک و جواهراتش مایه‌ی اعجاب و حسرت همه زن‌ها بود.
در این شب لباسی از بهترین ابریشم طبیعی به رنگ بنفش که صنعت دست خیاط‌ها بود پوشیده و سنجاقی به شکل اژدها از برلیان و زمرد بالای موهای تیره‌ی خود زده بود.
لوئیز لاینقطع حرف می‌زد و چنین به نظر می‌رسید که می‌داند چشم همه متوجه و خیره‌ی اوست، وی از آن نوع زن‌هایی بود که تمام حرکاتشان پیش‌بینی‌شده و مصنوعی است و حتی برای لحظه‌ای به حال طبیعی و عادی نیستند. گاهی نقش مادر مهربان و علاقمند را بازی می‌کرد و توجه خود را به پسربچه‌ی زیبایی که تحت نظر دو نفر پرستار سفیدپوش در اتاق خصوصی غذا می‌خورد معطوف می‌کرد، گاهی مصرانه طفل را که لباسی از قیمتی‌ترین مخمل‌ها پوشیده و یقه‌ی توری گرانبهایی به گردن داشت با خود به سالن غذاخوری می‌آورد. مردم می‌گفتند بزرگ‌ترین آرزوی این زن این است که برادرشوهرش را مجرد نگه دارد تا پسرش تمول بی‌حساب راجر را به ارث برد. با اینکه راجر بوکانان به سن 35 سالگی رسیده بود هنوز کسی ندیده بود که توجه وی به طور جدی معطوف زنی شود. راجر بین مردان مجرد و سرشناس لندن جذاب‌ترین و برجسته‌ترین آنها بود. وی خود متوجه بود که اغلب زنان و دختران متشخصی را که می‌شناخت منتهای کوشش را برای به دام انداختن او به کار می‌برند، ولی راجر بدون خطر به آرامی از روی دام‌ها می‌گذشت.

ندامت و ملامت (مفاهیم روانکاوی)

350,000 ریال

فروید در پی این بود که نشان دهد انرژی روانی چگونه در موجودات به ضرورتی برای مهار خود آن انرژی بدل می‌شود. اید (نهاد یا آن) با منبع انرژی غریزی‌اش (لیبیدو/ اروس/ نیرو) به‌نحوی در ابتدا اگو (من) را عینیت می‌بخشد؛ و آن هم به نوبه‌ی خود سوپراگو (ابرمن) را شکل می‌دهد. به‌هرحال، درگیری نیروهای غریزی ادراک شده (خواه «درون جسمی» مثل گرسنگی و خواه «درون روانی» مثل عشق) چهار سطح انتظام رشدی را به وجود می‌آورند: دهانی، مقعدی، فالوسی، تناسلی. هر مرحله مبین نحوه تفکر خاصی است: تماشا بارگی لیبیدویی (باید دید) به دانش دوستی زاهدانه (باید دانست) تبدیل می‌شود. روایت آشناتر در مورد معادل بودن دانش، دیدن جنسی شده و گناه در افسانه باغ عدن آمده است.

دو کارکرد اساسی فرایند رشد در سطح شناختی عبارت‌اند از ایجاد تمایز ابتدا میان تاثر غریزه و مفهوم آن و سپس میان فرایندهای اولیه ناآگاه و فرایندهای ثانویه یعنی افکار و قضاوت‌های بیداری. آگاهی کودک از تاثر/ احساس گرسنگی که مربوط به آگاهی او از خود گرسنگی است با آموختن طریق نامیدن و تشخیص مفهوم/ انگاره‌ی «گرسنگی» تغییر می‌کند. اما فشار تاثر گاهی ممکن است فرایندهای ناآگاه را که به برآوردن توهم‌آمیز غرایز متمایل‌اند به تکاپو وادارد. چنان که تسوس در رویا در شب نیمه‌ تابستان شکسپیر می‌گوید:

تخیل قدرتمند را ترفندهایی‌ست

چندان که صرفا اگر لذتی را تصور کند،

بی‌درنگ آورنده‌ای نیز برای آن می‌سازد.

(پرده پنجم، مجلس اول)

آن رضایت واقعی که فرد انتظارش را می‌کشد با محک واقعیت، تحت هدایت فرایندهای ثانویه، محقق می‌شود. گرچه همان‌طور که فروید سخت کوشید تاکید کند، مقتضیات تمدن و مظاهر ادراک جمعی فرایندهای ثانویه سطحی از روان‌رنجوری‌اند که کامیابی را به تعویق می‌اندازند.

تالار آیینه

2,450,000 ریال

در تاریک روشن اتاق زیر نور مات و رقیق فانوس آنگاه میرزا را دید آنهمه باریک که می توانست از درز باریک میان در بگذرد. در آخرین لحظه وقتی برخاست و به بستر زن پشت کرد همین قدر باریک و نحیف بود؛ باریک چون یک تار مو.

رومی (جلال الدین محمد)،(روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان)

5,850,000 ریال

مدت زیادی نگذشت که اهل خانه فهمیدند، جلال‌الدین کوچک به تکرار از مشکلی رنج می‌برد و کسی نمی‌دانست این مشکل چیست، کودک شب‌ها از خواب بیدار می‌شد و دست و پایش می‌لرزید، بعضی از زنان اندرونی می‌گفتند کودک بیچاره رعشه دارد. آن روز نصیبه خاتون هر چه عرق نعنا داشت به حلق جلال‌الدین ریخت امّا صدای طفل قطع نمی‌شد، نصیبه خاتون کلافه از بی‌کفایتی خود، جلال‌الدین را بغل می‌کرد و بی‌وقفه تکان می‌داد تا مگر کودک آرام گیرد. اندرونی خانه بهاءولد چنان شلوغ بود که نمی‌شد بی‌قراری کودک را از کسی نهان کرد، مؤمنه خاتون مادر نحیف جلال‌الدین، مستأصل چشم به درایت ملکه خاتون مادر شوهر خود دوخته بود که مگر چاره‌ای بیندیشد.
شیخ محمد خادم خدمتکار مخصوص بهاءولد که به اندرونی راه داشت چاره را در شیر شتر دیده و می‌گفت شیر دایه که از دختران ترکمن است به کودک سازگار نیست.
چاره شیخ محمد خادم هم فایده نکرد. بیم آن می‌رفت که کودک محبوب بهاءولد از دست برود، شیخ محمد چاره‌ای ندید تا از طریق یکی از شاگردان بهاء‌ولد، برهان‌الدین محقق، خبر را به بهاءولد که در مدرسه مجاور خانه خود به درس می‌نشست برساند. وقتی بهاء‌ولد با برهان‌الدین به خانه آمدند مؤمنه خاتون مادر جلال‌الدین از اضطرابش کاسته شد.
بهاءولد تا کودک محبوبش را آشفته دید برهان‌الدین جوان را که حکم اتابک او را داشت به مقّر سلطان علاءالدین فرستاد تا طبیب خود را به دروازه هرات و خانه بهاءولد روانه کند. ملکه خاتون خواهر شاه مکتوبی به خط خود روانه کرد تا معطلی در ارسال طبیب خاص شاه اتفاق نیافتد. وقتی برهان‌الدین با گزمه‌های شاهی به همراه طبیب پادشاه عمید مروزی از راه رسیدند، جلال‌الدین در تب گرانی می‌سوخت امّا هیچ پاشویه و خنکای سردابه خانه بهاءولد چاره‌ساز نبود.

گزیده اشعار فریدون مشیری

1,500,000 ریال

من به ویرانه‌های دل چون بوم
روزگاری‌ست های‌وهو دارم
شیونی دردناک و روح‌گداز
بر سر گور آرزو دارم

این خطوط سیاه سردرگم
دل من، روح من، روان من است
آنچه از عشق او رقم زده‌ام
شیرۀ جان ناتوان من است

سوز آهم اثر نمی‌بخشد
دفتری را چرا سیاه کنم؟
شمع بالین مرگ خود باشم
کاهش جان خود نگاه کنم؟
بس کنم این سیاهکاری، بس!
گرچه دل ناله می‌کند: «بس نیست»!
برگ‌های سپید دفتر من!
از شما روسیاه‌تر کس نیست.

مرگ خوش (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ53)

1,350,000 ریال

زاگرو همچنان به او زل زده، اما تازه کتاب را بسته بود. مورسو که آتش زانوهایش را اذیت مى‌کرد، عنوان کتاب را که سروته بود خواند: ندیمه‌ى دربار اثر بالتازار گراسیان. سپس روى گنجه خم شد و درش را باز کرد. تپانچه‌اش هنوز هم در آن‌جا بود و انحناى سیاه براق و گربه‌مانندش روى پاکت‌نامه‌ى سفید قرار داشت. مورسو پاکت را با دست چپ و تپانچه را با دست راست برداشت. سپس کمى مکث کرد و تپانچه را زیر بغل چپش فرو برد و پاکت را باز کرد. کاغذ بزرگى در آن بود، و دست‌خط کج زاگرو، بالاى آن به چشم مى‌خورد :

مى‌خواهم از دست نیمه‌جان خود خلاص شوم. این مشکلى پیش نمى‌آورد – به حد کافى پول براى تسویه‌حساب با کسانى که تابه‌حال مراقب من بوده‌اند، هست. لطفا بقیه‌ى پول را در راه بهبود شرایط انسان‌هاى محکومى صرف کنید که در سلول‌هاى زندان به انتظار اعدام به‌سرمى‌برند. هرچند مى‌دانم این توقع زیادى است.

مورسو بى آن که احساساتى شود، کاغذ را تا کرد و در پاکت گذاشت. در همان لحظه دود سیگار به چشمش رفت و ذره‌اى خاکستر روى پاکت افتاد. پاکت نامه را تکاند و آن را روى میز، در جایى که اطمینان داشت جلب توجه خواهد کرد، گذاشت.

چمدان

1,950,000 ریال

شام را خوردم و پیاده به مهمانخانه پدرم رفتم. ساعت نه به آن‌جا رسیدم. در اتاق پدرم که رفتم، گفتند در سالن پایین است. از پله‌ها پایین آمدم. در را که باز کردم دیدم کاتوشکا پهلوى پدرم نشسته است. پیشخدمت داشت شیشه‌هاى شراب را برمى‌داشت و شیشه‌هاى تازه مى‌گذاشت. پدرم صورتش را از ته تراشیده بود. کاتوشکا لباس آبى رنگ تنش بود. قشنگ‌تر از همیشه به نظرم آمد. فورى بیرون آمدم. روى کارتم چیزى به کاتوشکا نوشتم و به پیشخدمت دادم که به او بدهد.
«کاتوشکاى عزیزم، از من خواهش کرده بودى که پدرم را به تو معرفى کنم، همان است که سر میز تو، دست چپ تو نشسته است. از من خواهش کرده بودى که عقیده‌ام را راجع به شوهر تازه‌اى که مى‌خواهى انتخاب‌کنى بگویم. بسیار خوب‌ شوهرى‌ است، ترا خوشبخت ‌مى‌کند. ف.»
به صاحب مهمانخانه گفتم: «چمدان مال آن مردى است که پهلوى آن خانم نشسته است.»

تاریخ مشروطه ایران

قیمت اصلی: 7,155,000 ریال بود.قیمت فعلی: 6,439,500 ریال.

نقش آگاهى و تربیت توده‌ها را نه به لحاظ نظرى، که از راه تجزیه و تحلیل واقعیت‌هاى زنده تاریخى، تاریخ ملت ما و جنبش انقلابى او به طرز قاطعى روشن ساخت و نشان داد چگونه زمانى که شعور انقلابى در توده‌ها ریشه بدواند تبدیل به یک نیروى مادى مى‌شود؛ نشان داد که هر پدیده انقلابى حتى بهترین و جامع‌ترین آن تا زمانى که نتواند پایگاهى در میان توده‌ها به‌دست آورد عملا منشاء هیچ‌گونه اثرى نخواهد بود.