نمایش 9 12

دروغ ها

2,400,000 ریال

سردم است. خیلی سردم است. نمی‌توانم نفس بکشم. می‌توانم احساس کنم که وحشت تمام وجودم را فراگرفته و قفسه‌ی سینه‌ام را محکم منقبض کرده است. صدایی خیلی بلند در گوش‌هایم فریاد می‌کشد. می‌ترسم گوش‌هایم خونریزی کند. می‌خواهم دست‌هایم را روی گوش‌هایم بگذارم، ولی دست‌هایم حرکت نمی‌کند. یعنی این صدای وحشت است؟
فشار روی ریه‌هایم خیلی زیاد است. دیگر نمی‌توانم نفسم را در سینه حبس کنم. ناگهان صدا قطع می‌شود و در اعماق تاریکی فرو می‌روم، نمی‌دانم چه‌طور از این تاریکی بیرون بیایم.
کمکم کنید.

مقامات شش گانه ی حسرت های شمال

4,000,000 ریال

هنوز نرفته، دلم برای شالیزار و صدای آواز شبانه‌ی قورباغه‌ها، برای بیدی که وقتی پنجره‌ی اتاقم را باز می‌کردم، سرشاخه‌های بلندترین شاخه‌هایش می‌آمد داخل اتاق و برای صدای خروس در ظهرهای رخوتناک و مرطوب تابستان و حتی برای صدای وهمناک خنده‌ی شغال‌ها تنگ شده بود. برای این‌که دست‌کم کمی خودم را برای این تصعید سبز به خاکستری آماده کنم، اتاقم را به اتاق دیگری در سمت دیگر خانه‌مان که مشرف به خیابان بود تغییر دادم.

وصیت ها

6,000,000 ریال

چه فایده‌‌ای دارد خودت را مقابل یک غلتک که از آن اصول اخلاقی بیرون می‌‌ریزد بیندازی و بعد مثل جورابی که در آن پایی نیست، صاف زمین بشوی؟ بهتر است هم‌‌رنگ جماعت شوی، جماعتی که ستایشگر پرهیزگاری است، جماعتی متملق و مشوق تنفر. بهتر است سنگ‌‌ها به طرفت پرتاب شوند تا این‌‌که روی تو آوار شوند. این‌‌طور شانس بیش‌‌تری برای زنده ماندن داری.

زردپوست

3,200,000 ریال

بهترین راه برای مقابله با یادآوری‌های وحشتناک این است که آن‌ها را صحنه‌هایی از یک فیلم ترسناک تجسم کنم. صحنه‌های ترس و وحشت شدید در اولین باری که آن‌ها را می‌بینید، ترسناک هستند، زیرا شما را غافلگیر می‌کنند و نمی‌دانید باید منتظر چه چیزی باشید. اما وقتی بارها و بارها آن‌ها را تماشا کردید، وقتی دقیقا فهمیدید راهبه‌ی جن‌زده چه زمانی از آن گوشه بیرون می‌پرد، آن‌ها قدرت خود را برای شما از دست می‌دهند.