(جنگ جهانی دوم،1939-1945م،اسیران آلمانی)
0/5
(0 نظر)
وزن | 168 گرم |
---|---|
نویسنده |
آلبر شمبون |
سال چاپ |
1402 |
تعداد صفحه |
176 |
نوع جلد |
شمیز |
قطع |
رقعی |
بازنویسی |
14020604 |
1,500,000 ریال
(جنگ جهانی دوم،1939-1945م،اسیران آلمانی)
بازداشت
این جملهی «شناسنامهتان!» که با لحن آمرانه و در عین حال مضطربی ادا شد، تا عمر دارم توی گوشهایم صدا خواهد کرد. اضطرابشان از این است که مبادا من مسلح باشم، یا نکند عدهای از «آدمکشها» هوایم را داشته باشند و ناگهان بریزند سرشان حسابشان را برسند.
خلاصه، با این وضع، دو تا مفتش که هر دوشان پیرهن ابریشمی صورتی کمرنگی پوشیدهاند، با ترس و لرز مرا تفتیش بدنی میکنند.
با وجود این که شناسنامهام را خواستهاند، مجال پیدا نمیکنم آن را ارائه بدهم.
از دو تا گشتاپوی آلمانی که بلافاصله آنجا سبز شدهاند، یکیشان لولهی تپانچهی خودکارش را به پشتم فرو میکند. و دیگری دست راستم را میپیچاند به پشت سرم و میگوید:
– «حماقت نکنی که برات گرون تموم میشه!»
جوانکهای پیرهن صورتی مثل مجسمه بیحرکت کنار پیادهرو ایستاده بودند و تا چشمشان به من افتاد چشمکی به هم زدند، و من همان دم حضور گشتاپوها را احساس کردم. اما وقتی فکر کردم که اوراق هویت ساختگیام قرص و محکم سرجایش است، کمی امیدوار شدم. با وجود این، وقتی از خیالم گذشت که دیگر همه چیز برایم تمام شده، یک لحظه احساس سبکباری عجیبی کردم.
خب. من هم تو تله افتادم و گرفتار شدم. مأموریت من هم به آخر رسید و تمام شد. مورد تعقیب قرار گرفتنها و خیط کردنها. همهاش تمام شد. اینی که آدم بر اثر نگاه اتفاقی رهگذری احساس کند سطلی از آب یخ پس گردنش ریختهاند، تمام شد. اینی که آدم به تصور آنکه اتوموبیلی تعقیبش میکند بند دلش پاره شود، و اینی که آدم بر اثر شنیدن صدای پایی غیرعادی به دنبال خود جگرش را توی حلقش تصور کند تمام شد. به صدای دری که ناگهان برهم کوفته شود از جا جستن، و از زنگ تلفنی که ناگهان طنینافکن شود قبض روح شدن. همه چیز و همه چیز و همه چیز تمام شد.
وزن | 168 گرم |
---|---|
نویسنده |
آلبر شمبون |
سال چاپ |
1402 |
تعداد صفحه |
176 |
نوع جلد |
شمیز |
قطع |
رقعی |
بازنویسی |
14020604 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.