(داستان های آمریکایی،قرن 21م)
0/5
(0 نظر)
وزن | 324 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
کالین هوور |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
368 |
بازنویسی |
14030527 |
2,850,000 ریال
(داستان های آمریکایی،قرن 21م)
برای آنکه پرونده به دادگاه نرود و مجبور به شنیدن جزئیات نشوم، به جرم خود اقرار کردم.
چون به نوعی گناهکار بودم.
شاید با اعمالم او را نکشته باشم، اما قطعا با بیعملیام این کار را کردم.
من فکر کردم تو مردهای، اسکاتی. اما مردهها حرکت نمیکنند.
صلیب در دست، دوباره سوار تاکسی میشوم. آن را کنارم، روی صندلی عقب میگذارم. منتظرم راننده حرکت کند، اما راه نمیافتد. از آینه نگاهش میکنم، با ابرویی بالارفته، به من خیره شده.
«دزدیدن یادبودهای کنار جاده ممکنه عاقبت بدی داشته باشه. مطمئنی که میخوای با خودت ببریش؟»
نگاهم را از او میدزدم و به دروغ میگویم: «آره. خودم گذاشته بودمش اونجا.» راه میافتد، اما هنوز سنگینی نگاهش را حس میکنم.
آپارتمان جدیدم فقط حدود سه کیلومتر از اینجا فاصله دارد، اما دقیقا در نقطه مقابل جایی است که قبلا در آن زندگی میکردم. ماشین ندارم، بنابراین تصمیم گرفتم اینبار جایی پیدا کنم که به مرکز شهر نزدیکتر باشد تا بتوانم پیاده بروم سرکار. البته اگر بتوانم کاری گیر بیاورم. با سوءسابقه و تجربه اندکی که دارم، آسان نیست. و با توجه به گفته راننده تاکسی، حالا احتمالا کارمای بدی را نیز به دوش میکشم.
دزدیدن صلیب یادبود اسکاتی شاید کارمای بدی داشته باشد، اما میشود اینطور هم استدلال کرد: باقی گذاشتنش هم به یاد کسی که از یادبودهای کنار جاده متنفر بوده، به همان نسبت کارمای بدی خواهد داشت. به همین دلیل، راننده را واداشتم از مسیر فرعی برود. میدانستم گریس احتمالا علامتی در محل حادثه به یادگار میگذارد. بنابراین حس کردم برای ادای دین به اسکاتی، باید آن صلیب را از جا دربیاورم.
راننده میپرسد: «نقدی پرداخت میکنی یا با کارت؟»
به مسافتسنج نگاه میکنم و بعد از اینکه پارک میکند، از توی کیفم کرایه و انعامش را نقد میپردازم. بعد چمدانم و صلیبی را که تازه دزدیدهام، برمیدارم. از تاکسی پیاده میشوم و به سوی ساختمان میýروم.
آپارتمان جدیدم قسمتی از یک مجتمع بزرگ نیست. ساختمانی تک است که یک طرفش پارکینگ خودروهای اسقاطی قرار گرفته و طرف دیگرش یک خواربار فروشی به چشم میخورد. پنجره طبقه پایین را تختهکوب کردهاند. قوطیهای نوشیدنی که مراحل مختلف پوسیدگی را می گذرانند، همهجا پخشوپلا شدهاند. یکی از آنها را به کناری شوت میکنم تا زیر چرخهای چمدانم گیر نکند.
اینجا حتی از آن چیزی که آنلاین دیده بودم هم بدتر است، گرچه انتظارش میرفت.
وزن | 324 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
کالین هوور |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
368 |
بازنویسی |
14030527 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.