

وزن | 160 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
صمد طاهری |
سال چاپ |
1402 |
تعداد صفحه |
144 |
بازنویسی |
14030118 |
1,400,000 ریال قیمت اصلی: 1,400,000 ریال بود.1,260,000 ریالقیمت فعلی: 1,260,000 ریال.
(داستان های فارسی،قرن 14)
انگار اصلا خوشی به من نیامده. همین که تجارت خانه آمد روی غلتک بیفتد پدرم رفت بغل دست آقا رحمت. صدیقه هم که یک هفته است فین فین اش بند نمی آید. برنامه ی مسجد که تمام شد رفتیم سر خاک. آخرش زیر همین سروهایی که دلش می خواست خوابید. من گفتم روی سر مادر بهتر است اما مهندس از ماه شهر تلگراف زد که نه، خودش گفته زیر آن سروها. خوشم آمد، فکر نمی کردم پدرم این قدر زبل باشد. تلفنی به مهندس و ملکه هم گفته بود. یعنی پیشاپیش دستم را خوانده بود. از خاکستان که برگشتیم، همه تلپ شدند توی خانه به چای و حلوا و میوه خوردن. حالا بخور و کی نخور. همه جا را هم چول کرده بودند. صدیقه هم که پخته بود و آماده کرده بود، حالا باید می شست و می روفت. چون ملکه خیلی عزادار و غمگین و غمگسار بود نمی توانست دست به سیاه و سفید بزند. اگر یک پوست پرتقال را هم از روی فرش برمی داشت لول غمگین بودن اش پایین می آمد. شوهر گامبویش هم یک وری نشسته بود و بالشی را بغل کرده بود، یک پشت چای و حلوا خرمایی می خورد و سیگار دود می کرد و سیاست های اشتباه ابرقدرت ها را تشریح می کرد. پیدا بود که خیلی بالاست. مهندس هم همان طور که سیاست های غلط ابرقدرت ها را اصلاح می کرد به محض این که چشم زنش را دور می دید، یک نخ از سیگار وینستون آن یکی مهندس آتش می زد و هول هولکی پنج شش قلاج عیالواری می گرفت و خاموش می کرد و یک نصفه نارنگی می چپاند توی دهنش. دو سه تا مهندس دیگر هم لنگر انداخته بودند که نمی شناختم شان. گمانم از اهالی خیابان فخرآباد بودند. همه شان بالا به نظر می رسیدند چون یک پشت چای و حلوا می خوردند و در پیدا کردن اشتباهات ابرقدرت ها روی دست مهندس های دیگر بلند شده بودند.
وزن | 160 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
صمد طاهری |
سال چاپ |
1402 |
تعداد صفحه |
144 |
بازنویسی |
14030118 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.