نوئمی 8 (وحشت در شب)

شناسه محصول: 9786004135665 دسته:
وزن 68 گرم
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

نویسنده

ژیل تیبو

سال چاپ

1404

تعداد صفحه

76

بازنویسی

14041129

فروشگاه اینترنتی رشد بوک

گارانتی اصالت و سلامت فیزیکی کالا
ضمانت تعویض کالا
ارسال مستقیم از رشد بوک
پرداخت در 4 قسط با دیجی پی
ارسال سریع و آسان به سراسر ایران
قیمت کالا:

1,000,000 ریال

این محصول را با درگاه دیجی پی 4 قسطه بخرید

در صورت بروز مشکل در خرید قسطی با شماره 02156695015 تماس بگیرید
مراحل خرید قسطی از سایت
انتخاب محصول و اضافه کردن به سبد خرید
تسویه حساب و انتخاب درگاه هوشمند دیجی پی
انتخاب روش پرداخت(پرداخت اعتباری انتخاب شود)
اعتبار سنجی و پرداخت نهایی
بررسی فنی

(داستانهای کودکان فرانسه،قرن 20م،تصویرگر:لوییز آندره لالیبرته)

0/5 (0 نظر)

کوسن‌های روی مبل‌ها را سر جایشان گذاشتیم. بعد چیپس‌هایی را که روی مبل و این طرف و آن طرف ریخته بود، جمع کردیم. مامان‌بزرگ نشست. کنارش نشستم تا مواظبش باشم خیلی نترسد.
مامان‌بزرگ من را محکم به خودش چسباند. چهارچشمی به صفحه‌ی تلویزیون چشم دوختیم و با هر مرتبه بلند شدن و تند شدن موسیقی از جا می‌پریدیم. چیپس‌هایی را که جمع کرده بودیم، خوردیم. قرچ قروچ چیپس می‌خوردیم. در اوج خوشی بودم و در عین حال در اوج ترس و وحشت. پرسیدم: «مامان‌بزرگ، در خانه را قفل کرده‌اید؟»
چنان محو تماشای تلویزیون شده بود که جوابم را نداد. خیال کردم که ده دوازده تا جادوگر، پنهانی، آمده‌اند توی خانه. بعد، مطمئن شدم که چند صد تا جادوگر بالای سر خانه‌مان پرواز می‌کنند و هزارها جادوگر دیگر در چهارگوشه‌ی دنیا هستند. دوباره پرسیدم: «در را درست و حسابی قفل کرده‌اید؟»
-هان… آره… فکر کنم… آره… شاید…
-فکر کنم؟… مامان بزرگ، فکر کنم که جواب نیست!
-خودت برو ببین!
هه! انگار دنیا به آخر رسیده که بخواهم از روی این مبل بلند شوم و بروم؛ البته منظورم فیلم بود که به آخر رسیده نه دنیا! اصلا دلم نمی‌خواست جلوی در، یکی از این جادوگرهای بی‌ریخت را ببینم. آن‌قدرها خل و چل نبودم که به استقبال آن‌ها بروم.
-نه، خودتان بروید! جایتان را نگه می‌دارم…
-پاشو خودت برو…
مهلت یکدندگی بیش‌تر را پیدا نکردیم، چون اسکلت ترسناکی وسط قبرستان راه افتاد. نور ماه روی سنگ قبرها افتاد. البته من که نمی‌ترسیدم… اصلا نمی‌ترسیدم… آخه فیلم سینمایی بود و این صحنه‌ها جزو حقه‌های سینمایی محسوب می‌شد. به این‌ها جلوه‌های ویژه می‌گفتند. ولی من از تصورها و تخیلات خودم بیش‌تر می‌ترسیدم. می‌ترسیدم که اسکلت صفحه‌های تلویزیون را خرد کند و بیاید روی کف سالن خانه‌مان معلق بزند.

جدول مشخصات
وزن 68 گرم
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

نویسنده

ژیل تیبو

سال چاپ

1404

تعداد صفحه

76

بازنویسی

14041129

نظرات کاربران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “نوئمی 8 (وحشت در شب)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.