(داستان های ژاپنی،قرن 21م)
0/5
(0 نظر)
وزن | 216 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
هیرو آریکاوا |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
224 |
بازنویسی |
14031201 |
1,850,000 ریال
(داستان های ژاپنی،قرن 21م)
من به عنوان یک گربه، اکنون در عنفوان جوانی قرار داشتم و چون ساتورو کمی بیش از سی سال سن داشت گمان میکنم این در مورد او نیز صدق میکند.
یک روز ساتورو با حالتی پوزشطلبانه سر مرا نوازش کرد. «نانا، متاسفم.» اشکالی نداره، عیب نداره. بیخیال. «واقعا متاسفم که کار به اینجا کشید.» توضیح نمی خواد. من درک بالایی دارم. «هیچ وقت قصدم این نبود تو رو ول کنم.» زندگی چه واسه انسان چه گربه همیشه طبق میل و خواسته ما پیش نمیره. اگر مجبور بودم از زندگی با ساتورو دست بکشم، به همان روال زندگی پنج سال پیشم برمیگشتم. زمانی که استخوانم از پایم بیرون زده بود. اگر از هم خداحافظی میکردیم و من به زندگی در خیابانها برمیگشتم خیلی چیز مهمی نبود. میتوانستم همین فردا دوباره ولگرد شوم، مشکلی نیست.
چیزی را از دست نمیدادم. تنها اسم نانا را بهدست آورده بودم و پنج سالی که با ساتورو گذراندم.
پس انقدر ماتم نگیر، رفیق. گربهها به راحتی با هر شرایطی که پیش میآید کنار میآیند. تنها استثناء تا به اینجا، شبی بود که پایم شکست و به ساتورو فکر کردم. «خب، بریم؟»
به نظر میآمد ساتورو میخواست من همراهش جایی بروم. در سبدم را باز کرد و من بیسروصدا داخل شدم. در این پنج سالی که با او زندگی کردم، گربهی فهمیدهای بودم. برای مثال، حتی وقتی مرا به دامپزشکی خراب شده میبرد جنجال راه نمیانداختم. خیلی خب، بریم. من به عنوان همخانهی ساتورو، بهترین گربه بودم، پس باید
بهترین همسفر او در این سفری باشم که قصدش را کرده است. ساتورو، با سبد من در دستش سوار ون نقرهای شد.
وزن | 216 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
هیرو آریکاوا |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
224 |
بازنویسی |
14031201 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.