(داستانهای فارسی،قرن 14)
0/5
(0 نظر)
وزن | 470 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
اسماعیل فصیح |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
416 |
بازنویسی |
14031225 |
4,500,000 ریال
(داستانهای فارسی،قرن 14)
گفت: “به مردم اینجا نگفتى که… ما کى هستیم، جاوید جان؟”
پسرک گفت: “نه، کسى چیزى نپرسید. من هم چیزى نگفتم. اما من از کسى ترس و واهمه ندارم که کى هستم.”
پیرمرد سرش را رو به آسمان برگرداند. باز مدت درازى ساکت ماند. بعد گفت: “مردم اینجاها بیشترشان با زرتشتیها روى خوش ندارند. “
پسرک گفت: “باک نداشته باش.”
پیرمرد گفت: “مردم این دیار، اصل و گوهر خودشان را فراموش کردهاند. “با ناتوانى چشمهایش را بست.”
پسرک به موهاى پیرمرد دست کشید. “آسوده باش عموجان. همهچیز درست میشود.”
“به یارى پروردگار…”
وزن | 470 گرم |
---|---|
قطع |
رقعی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
اسماعیل فصیح |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
416 |
بازنویسی |
14031225 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.