(داستان های آلمانی،قرن 21م،برنده ی 1 جایزه)
0/5
(0 نظر)
وزن | 200 گرم |
---|---|
قطع |
پالتوئی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
لارل اسنایدر |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
320 |
بازنویسی |
14031117 |
2,560,000 ریال قیمت اصلی: 2,560,000 ریال بود.2,304,000 ریالقیمت فعلی: 2,304,000 ریال.
(داستان های آلمانی،قرن 21م،برنده ی 1 جایزه)
جینی صدای زنگ را شنید. کتابش را پایین انداخت، از جای راحتش روی کاناپهی قهوهای قدیمی بلند شد و به طرف در هجوم برد. وقتی از کلبهی کوچکش با شتاب بیرون پرید در هوای غروب شروع به دویدن کرد.
در طول ساحل همه داشتند میدویدند. دینگ دینگ زنگ طلایی که در هوای گرگومیش غروب میدرخشید آنها را بهسوی خود فرا خوانده بود و همه داشتند به سرعت برق بهطرف خلیج میدویدند. هشت تا بچه، از سمت آتشی که دورش حلقه زده بودند یا آشپزخانهی روباز داشتند با حداکثر سرعت میدویدند، یا از کلبههایشان بیرون آمده و بهتاخت بهطرف زنگ و پسر قدبلندی که در کنار آب داشت آن را به صدا درمیآورد میرفتند.
هربار که زنگ به صدا درمیآمد همینطور بود.
در خلیج، همه درحالیکه نفسشان بند آمده بود و به دریا خیره شده بودند صف بستند تا نزدیک شدن قایق در غروب آفتاب را تماشا کنند. آنها مانند تیرکهای نامنظم یک حصار کنار هم در انتظار ایستاده بودند. دین مثل یک برج بلند در کنار جینی ایستاده و حالا خم شده بود تا زنگ را بهآرامی روی قلابش بگذارد، سم کوچولو هم کنارش ایستاده بود. ایویِ لاغر طوری با اخم به شلپشلپ آب نگاه میکرد که انگار کار بدی انجام داده بود. آز و جک هم داشتند بههم تنه میزدند. جون، صاف و بلند در یک طرف صف ایستاده و به دریا خیره شده بود، نَت هم با حوصله و درحالیکه کتابی را محکم در دست گرفته بود کنار او ایستاده بود. بعد از او بِن بود که تنها یک سال از جینی کوچکتر و تقریباً همقد او بود و درحالیکه صبورانه به دریا نگاه میکرد لبخند ملایمی هم روی لبهایش بود.
وزن | 200 گرم |
---|---|
قطع |
پالتوئی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
لارل اسنایدر |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
320 |
بازنویسی |
14031117 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.