(داستان های ژاپنی،قرن 21م)
0/5
(0 نظر)
وزن | 233 گرم |
---|---|
نویسنده |
میکو کاوکامی |
تعداد صفحه |
234 |
سال چاپ |
1403 |
نوع جلد |
شمیز |
قطع |
رقعی |
بازنویسی |
14030815 |
1,750,000 ریال
(داستان های ژاپنی،قرن 21م)
زنگ خورد. مدرسه تمام شده بود و کلاس طوری شلوغ شد که انگار سدی شکسته باشد. دانشآموزان مانند همیشه که تعطیل میشدند از کلاس بیرون ریختند. دیدم که یکی از دخترها سر راه خود به پشت صندلی کوجیما لگد زد. کوجیما لرزید و سر جای خود بالا پرید. او لحظهای در جای خود بیحرکت ماند، اما وقتی بقیه دخترها رفتند کیفش را جمع کرد و با دستان پر و کیف سنگینش بهآرامی از کلاس بیرون رفت.
رفتن او را تماشا کرده و بعد شروع به جمع کردن کیفم کردم. یکی از دوستان نینومیا از کنارم رد شد و ضربهای به پشت سرم زد. دندانهایم تا ته در زبانم فرو رفتند. دندانهای آسیایم طوری قسمت ضخیم ته زبانم را گاز گرفتند که صدا داد. زبانم به حدی سوخت که حس کردم میتوانم صدای نبض زدن آن را بشنوم. درد آن باعث شد عضلات گردنم کشیده شوند. نمیتوانستم دهانم را ببندم اما میتوانستم مزهی خون را در بزاق دهانم حس کنم. آن حس کرختی همچنان باقی مانده بود. درد در تمام سرم پخش شد. تنها کاری که میتوانستم انجام دهم این بود که هرچه در دهانم پر شده بود را قورت بدهم. همانطور که بیحرکت در کلاس خالی نشسته بودم صدای سوت زدن کسی را شنیدم که در راهرو به طرف کلاس میآمد. واکنشم این بود که زیر میزم پنهان شوم، اما زمان نداشتم.
او موموسه بود. بدنم منقبض شد. نمیتوانستم به او نگاه کنم، اما وقتی هم که نگاهش کردم نشان نداد که متوجه من شده است. گویی موموسه در کلاس تنها بود و برای خودش سوت میزد. موموسه در حالی که دستانش در جیبهایش بود و هر قدمش را با ظرافت حسادتبرانگیزی برمیداشت به سمت میز خود رفت.
او پشت به من نشست، با پای خود ضرب گرفت و حرکت پای خود را با ریتم سوت زدنش هماهنگ کرد.
وزن | 233 گرم |
---|---|
نویسنده |
میکو کاوکامی |
تعداد صفحه |
234 |
سال چاپ |
1403 |
نوع جلد |
شمیز |
قطع |
رقعی |
بازنویسی |
14030815 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.