(داستان های انگلیسی،قرن 19م،بازنویس:مونیکا کولینگ)
0/5
(0 نظر)
وزن | 105 گرم |
---|---|
قطع |
جیبی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
چارلز دیکنز |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
108 |
بازنویسی |
14030820 |
1,200,000 ریال قیمت اصلی: 1,200,000 ریال بود.1,080,000 ریالقیمت فعلی: 1,080,000 ریال.
(داستان های انگلیسی،قرن 19م،بازنویس:مونیکا کولینگ)
وقتی رسیدم، خانم هاویشام نزدیک آتش نشسته بود و استلا کنار پایش بود. نور آتش روی چهرههایشان میدرخشید.
استلا آشفته بود. ناگهان بافتنیاش را به کناری پرتاب کرد و از جایش بلند شد.
خانم هاویشام فریاد زد: «چی شده؟ از من بیزار شدهای؟»
چشمهایش برق می زد.
استلا آهی کشید و جواب داد: «فقط کمی از خودم بیزارم.»
کنار اجاق ایستاد و به آتش نگاه کرد.
خانم هاویشام عصایش را به زمین کوبید و فریاد زد: «راستش را بگو، ای نمکنشناس! از من بیزاری. من میدانم!»
استلا جوابی نداد. صورت خانم هاویشام از خشم سرخ شده بود.
فریاد کشید: «مثل سنگ میمانی! بیرحم سنگدل!»
استلا جواب داد: «چی؟ به نظرت من سنگدلم؟»
خانم هاویشام پرسید: «نیستی؟»
از دیدن این مشاجره حیرت کردم. خانم هاویشام هرگز با استلا اینطور حرف نمیزد. استلا هم هرگز نسبت به خانم هاویشام اینقدر بیرحم نبود.
استلا گفت: «من چیزی هستم که تو ساختی. تمام گناهش گردن شماست. تحسین و تمجیدش هم مال شما.»
خانم هاویشام با تلخی گفت: «وای! ببین پیپ! ببین چقدر سرد و ناسپاس است! مگر من به تو محبت نکردم؟»
حرفهای خانم هاویشام هیچ تاثیری روی استلا نداشت.
خانم هاویشام فریاد کشید: «مغرور است! خیلی مغرور است!»
موهای سفیدش را چنگ زد و کشید.
استلا گفت: «چه کسی به من یاد داد که اینقدر مغرور و سرد باشم؟ چه کسی وقتی درسم را خوب یاد گرفتم، تشویقم کرد؟ من هرچه هستم، تقصیر شماست.»
خانم هاویشام فریاد زد: «ولی باید با من هم مغرور و سرد باشی؟»
بعد دستهایش را به طرف استلا دراز کرد.
استلا با خونسردی به خانم هاویشام نگاه کرد. بعد دوباره نگاهش را به آتش دوخت.
-چطور انتظار دارید چیزی بیشتر از آنچه هستم، باشم؟ شما یادم دادید عشق دشمن ماست.
وزن | 105 گرم |
---|---|
قطع |
جیبی |
نوع جلد |
شمیز |
نویسنده |
چارلز دیکنز |
سال چاپ |
1403 |
تعداد صفحه |
108 |
بازنویسی |
14030820 |
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.