نمایش 9 12

نیکس بدجنس

قیمت اصلی: 800,000 ریال بود.قیمت فعلی: 720,000 ریال.

کسی در جنگل است.
تق.
تق‌تق.
این صدای به‌هم خوردن شاخه‌ها در باد نیست. صدای دارکوب هم نیست. صدای کسی است که به اینجا تعلق ندارد.
از درخت بلوط بالا می‌‌روم تا اینکه بالاخره می‌‌توانم بالای درختان را ببینم. همه‌ی مسیر تا کوه پدربزرگ را نگاه می‌کنم. سمت دیگر تا جایی که به روستا، جایی که انسان‌ها زندگی می‌‌کنند، می‌‌‌رسد را هم نگاه می‌کنم. هیچ خبری نیست. جنگل سبز، زیر پاهایم در باد تکان می‌خورد. جاده‌ی پرپیچ‌وتاب مانند زخمی‌ از میان جنگل می‌گذرد.
جاده را با دقت نگاه می‌کنم، بالا و پایین. از اینکه انسان‌ها آنجا باشند نفرت دارم، اما تا زمانی‌که به حرکتشان ادامه می‌دهند مشکلی نیست. نخیر. اینجا هم کسی نیست.
تق.
تق‌تق.
آنجا کنار کلبه‌ی متروکه. دیدمش. انسانی کوچک به‌اندازه‌ی مورچه. در جاده، جایی که اجازه دارد، نیست. در جنگل است.
یک انسان در جنگل ماست.

لذت زن بودن (زندگی مثبت)

1,590,000 ریال

درون ما دنیای وسیعی از لذت‌های ناب وجود دارد که گاهی آنها را حس می‌کنیم ولی نمی‌توانیم به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنیم مثل این است که بخواهیم برنامه‌ی خاصی را از رادیو گوش کنیم ولی فرکانس آن را اشتباه تنظیم کرده باشیم. نهایت آرزوی ما داشتن یک زندگی آرام، کار و روابط خوب است ولی به ناچار با مسائلی روبه‌رو می‌شویم و به دلیل تناقض‌های موجود در زندگی‌مان احساس شکست می‌کنیم. حین بروز مشکل، وجود ما مملو از ترس و ناامیدی می‌شود یا احساس بی‌کفایتی می‌کنیم و آنچه می‌تواند در این مهلکه به ما کمک کند و نجاتمان دهد، دسترسی به این منبع لذت است.
ما باید به خودمان یادآوری کنیم که فارغ از آنچه اتفاق می‌افتد، این منبع همیشه در اختیار ماست. وقتی دچار اضطراب می‌شویم هیچ‌وقت از درونمان کمک نمی‌گیریم. یک آغوش پر از محبت و یا همدردی دوستان و خانواده می‌تواند بسیار مفید باشد اما درنهایت، باز هم در بیشتر بحران‌ها تنهاییم. در این زمان، کلمات تسلی‌بخش دیگران می‌تواند ما را در مسیر درست قرار دهد تا به درون خود بنگریم.

چگونه کارها را انجام دهیم:الگوهای فکری تان را بشناسید… (زندگی مثبت)

3,840,000 ریال

چگونه کارها را انجام دهیم براساس رویکرد بنیادین سلامت ذهنی، جسمی و روحی به‌نام روان‌شناسی کل‌نگر است. این رویکرد از شما می‌خواهد برای شکستن الگوهای فکری منفی، رها شدن از گذشته و ساختن خودآگاهتان هرروز تمرین کنید و قوی‌تر از قبل شوید.
روان‌شناسی کل‌نگر از طریق برقراری دوباره‌ی تعادل میان جسم و سیستم عصبی و درمان تروماهای احساسی بر ذهن، جسم و روح تمرکز می‌کند. این کار به شما قدرت می‌دهد تا همانی شوید که سال‌هاست در وجودتان پنهان مانده. روان‌شناسی کل‌نگر داستانی تازه و جذاب تعریف می‌کند. در این داستان، علائم جسمانی و روان‌شناسی نوعی پیام تلقی می‌شوند؛ نه تشخیص‌هایی که فقط بتوان مدیریتشان کرد. این شکل از روان‌شناسی داستانی است که به ریشه‌های درد، استرس، خستگی، اضطراب، مشکلات گوارشی و عدم تعادل سیستم عصبی که در طب غربی نادیده گرفته می‌شده، توجه دارد. همچنین به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا بیشتر ما احساس می‌کنیم گیر افتاده‌ایم، جدا شده یا گم شده‌ایم. علاوه‌براین ابزارهایی کاربردی ارائه می‌دهد که شما را قادر می‌سازد برای خودتان عادت‌های تازه‌ای خلق کنید، رفتارهای دیگران را بفهمید و این فکر را از سرتان بیرون کنید که هرکس یا هرچیزی جز خودتان تعیین‌کننده‌ی ارزش شماست. اگر خودتان را متعهد کنید که تمرین‌های این کتاب را هرروز تکرار کنید، زمانی خواهد رسید که وقتی به آینه نگاه می‌کنید، خودتان را نمی‌شناسید.

پنج دیو و یک امشاسپند

3,200,000 ریال

آرمیتا اسپندان همیشه به دانشجوهایش می‌گوید: «اگه می‌خواین باستان‌شناسِ خوبی بشین، باید مثل کلاغ باهوش باشید و مثل گربه فرصت‌طلب! اصلا انگار کارآگاهِ پلیسی هستین که رفته سرِ صحنه‌ی قتل. خیلی مهمه که قبل از بقیه برسین. به‌علاوه، باید دقیق، ریزبین و تحلیلگر هم باشین.» ولی حالا خودشان دارند آخرِ همه می‌رسند. کمی از نیمه‌شبِ پنج‌شنبه، 25 دی 1400 گذشته و هنوز جلوی در خانه‌شان توی کوچه‌ی گیاهی تجریش هستند و عملا چیزی نمانده قطار کرمان برای رفتن به جیرفت را از دست بدهند.
آرمیتا به برزو نگاه می‌کند و پایِ راستش را به زمین می‌کوبد. شوهرش همیشه موقع فکر کردن به چیزهای مهم، بیش از حد کُند می‌شود. مثل حالا که شش‌دانگِ حواسش به کشفِ رازِ آن نوشته‌های باستانی است. چانه‌اش را بالا می‌گیرد و از درِ خانه می‌رود بیرون. همین که پایش به کوچه می‌رسد، سکندری می‌خورد. دندان‌هایش را به هم فشار می‌دهد تا بلند جیغ نکشد. خشکش زده. یخ‌زدگی زمین سرعتشان را کمتر هم خواهد کرد. لب‌هایش را می‌جود. هروقت می‌خواهد جلوی ایراد گرفتن‌های بدموقعش را بگیرد این کار را می‌کند. دسته‌ی چمدان را سفت می‌چسبد و مثل یک جوجه اردک تا کنار ماشین تلو تلو می‌خورد.
برزو هم بالاخره می‌آید. با حوصله یک کیف بزرگ را می‌گذارد روی صندلیِ کنار راننده. کمر راست می‌کند و به ابرهای سرخ‌رنگ خیره می‌شود. انگار به بارشِ آرامِ دانه‌های درشت برف ماتش برده. آرمیتا صدایش را خش‌دار می‌کند و با دندان‌های به هم چفت‌شده می‌گوید: «دیر شد!» برزو خودش را جمع‌وجور می‌کند و هیکل درشتش را جا می‌دهد روی صندلی عقب. آرمیتا زیر لب ادامه می‌دهد: «انگار نه انگار این مهم‌ترین مسافرتِ زندگیمونه!» سوار می‌شود.

راه بی بازگشت

قیمت اصلی: 2,080,000 ریال بود.قیمت فعلی: 1,872,000 ریال.

ملاقات با ابولهول (در جست و جوی ابوالهول درون و برون)

2,390,000 ریال

هیچ‌ چیز مانند قدم‌زدنقدم‌زدن افکارم را منسجم نمی‌کند. این موضوع را به‌ مرور دریافته‌ام. برای همین گاهی خلوت و مجالی فراهم می‌آورم تا کمی در تنهایی خود قدم بزنم. بارها پیش آمده است که در حین قدم‌ زدن ، به آسمانی که بالای سرم قرار دارد و زمینی که بر روی آن راه می‌روم و سفتی آن وزنم را تحمل می‌کند فکر کنم. جهان جای گسترده‌ای است. اکنون و در قرن بیست‌و‌یک که این سطور توسط یک روان‌شناسی درحال نگارش است بشر تا حدودی به گستردگی آسمان بالای سرش و همچنین نحوه‌یه‌ی شکل‌گیری زمینی که بر روی آن زندگی می‌کند واقف شده است. گاهی در طول روز ، هنگام قدم ‌‌زدن در خلوت خود ، به آسمان و ستاره‌های پنهان‌شده در روشنای نور فکر می‌کنم. ستاره‌هایی که عادت کرده‌ایم آن‌ها را فقط در تاریکی و سیاهی شب جست‌وجو کنیم. انگار فراموش می‌کنیم که آن‌ها در طول روز هم وجود دارند و نیروی جاذبه‌شان بر زمینی که زیر پای ما است اثر می‌گذارد. ما عادت به نادیده ‌انگاشتن چیزهایی داریم که از دیدرس چشم‌هایمان پنهان می‌مانند. فرقی نمی‌کند که مسبب این پنهانی روشنایی روز باشد ، یا تاریکی شب.

مهر اعجاب انگیز 7 (فرار عاقلانه:تصمیم گیری درست و تجربه اندوزی)

1,000,000 ریال

خورشید بی‌خستگی می‌تابید و باد گرمی گردوخاک را در هوا بازی می‌داد. تک‌درخت بلند و تنومندی روی تپه جا خوش کرده بود. ناگهان گردباد عظیمی بالای درخت شکل گرفت و گردوخاک به شکل ستونی عمودی دور درخت پیر به پرواز درآمود. سپهر، مواظب باش. این مهر زمان جدیدا حالش خیلی خوب نیست. امیدوارم این‌دفعه در چاله‌ای چاهی نیفتیم…

کیم جیانگ،متولد 1982

1,350,000 ریال

کو بون‌سون، مادربزرگ جیانگ که با آنها زندگی می‌کرد از اینکه جیانگ شیر خشک برادرش را بخورد بسیار بدش می‌آمد. اگر مادربزرگ او را می‌دید که قاشقی پر از شیرخشک به دهان می‌گذارد، چنان ضربه‌ی محکمی به پشتش می‌زد که پودر از دهان و بینی او بیرون می‌پاشید. کیم یون‌یانگ، خواهر بزرگتر جیانگ بعد از اینکه مادربزرگشان یک مرتبه پس از ناخنک‌زدن به شیر خشک او را تنبیه کرد، دیگر لب به آن نزد…
حالت مرسوم این بود که برنج تازه پخته شده به ترتیب اولویت برای پدر، برادر و مادربزرگ سرو می‌شد، تکه‌های سالم خمیر سویا، کوفته و نان شیرینی به برادر می‌رسید و وارفته‌ها سهم دخترها می‌شد. چوب‌های غذاخوری، جوراب‌ها، زیرپوش‌ها و کیف غذا و کیف مدرسه‌ی برادر همه با هم ست و هماهنگ بودند در‌حالی‌که دخترها از هر آنچه موجود بود استفاده می‌کردند. اگر دو چتر در خانه بود، دخترها شریکی استفاده می‌کردند. اگر دو پتو در خانه بود، دخترها شریکی استفاده می‌کردند. اگر دو شیرینی وجود داشت، دخترها یکی را با هم نصف می‌کردند. حتی به ذهن جیانگ کوچک نیز خطور نمی‌کرد که برادرش از توجه ویژه برخوردار است، به همین دلیل حس حسادتی نسبت به او نداشت. شرایط همواره به همین منوال بود. گاهی پیش می‌آمد که او احساس می‌کرد در حقش اجحاف شده است، ولی طبق عادت برای خود فلسفه می‌بافت و می‌گفت به خاطر بزرگتر بودن بخشندگی در پیش گرفته و از آنجایی‌که او و خواهرش هر دو دختر هستند، می‌توانند از چیزهایی شریکی استفاده کنند. مادر جیانگ از دخترانش به‌خاطر مراقبت از برادرشان و رقابت نکردن با او در دریافت عشق و توجه، تعریف و تمجید می‌کرد. جیانگ فکر می‌کرد تمام اینها به‌خاطر فاصله‌ی سنی زیاد باشد. هر چه تعریف و تمجیدهای مادر بیشتر می‌شد، اعتراض کردن برای جیانگ غیرممکن‌تر به‌نظر می‌رسید…

توده ی یخی ما در حال ذوب شدن است (زندگی مثبت)

قیمت اصلی: 1,500,000 ریال بود.قیمت فعلی: 1,350,000 ریال.

مدت‌ها پیش گروهی از پنگوئن‌ها در قطب جنوب روی توده‌ای یخی در نزدیکی دماغه‌ی واشنگتن امروزی زندگی می‌کردند.
این توده سال‌ها پیش شکل گرفته و اطراف آن را دریایی پر از ماهی و دیگر آبزیان احاطه کرده بود. روی این توده، دیوارهای یخی بلندی بود که از پنگوئن‌ها در مقابل طوفان‌های سخت زمستانی محافظت می‌کرد.
این توده، زادگاه همه‌ی پنگوئن‌ها بود. اگر می‌توانستید آنها را ببینید و درباره‌ی دنیای برفی و یخی‌شان صحبت کنید بدون شک همه‌ی آنها به شما می‌گفتند: «اینجا خانه و زادگاه ماست و برای همیشه خانه‌ی ما خواهد بود.»
آنها در محل زندگی خود، انرژی بسیاری را هدر می‌دادند. همه‌ی اعضای گروه می‌دانستند برای زنده ماندن باید در کنار یکدیگر بمانند به همین دلیل یاد گرفته بودند که به یکدیگر وابسته باشند. آنها اغلب مانند یک خانواده‌ی بزرگ رفتار می‌کردند (خانواده‌ای که می‌توانست خوب یا بد باشد)….

وارن سیزدهم و نفرین سیزده ساله

3,200,000 ریال

وارن فریاد کشید: «اون داره چــی‌کــار می‌کنه؟» او قبلا هرگز چنین جادویی ندیده بود. پتولا او را کنار زد و خود از داخل دوربین نگریسـت. در‌حـالـی‌که قـدری نگـران به‌نظـر می‌رسید گفت: «داره از جادوی طناب استفاده می‌کـنه! مـا گاهـی از این جادو برای گرفتن جادوگرهای خبیثی که قصد فرار دارن استفاده می‌کـنیم… ولـی اون داره سعی می‌کنه از این جادو برای گرفتن هتل استفاده کنه!»
وارن گـــفت: «مـی‌خـواد این‌طـوری ما رو از گرداب بیرون بکشه. چه فکر خوبی!»
پتولا گـفت: «فـقـط نمی‌دونم این جادو در مورد چیز بزرگی مثل هتل هم کارآیی داره یا نه. این جادوی سختیه. طناب‌ها دوست ندارن درست رفتار کنن!»
از لبه‌هـای شـیشـه مقداری آب به داخل پاشید و چراغ‌ها سوسو زدند. همـین سبب شد تا توجـه وارن مجـددا به اتاق کنترل معطوف شود. اسکچی سعی کرد با کمک شاخک‌هایش تک‌تک سوراخ‌هایی را که ایجاد می‌شدند ببندد ولی تعداد آنها خیلی زیاد بود. منظره‌ی آن‌سوی شیشه، تصویر مبهمی از رنگ‌های آبی و سفید بود که به سرعت حرکت می‌کردند. گرداب در نزدیکی آنها به سرعت در حال چرخیدن بود.
وارن فریاد کشید: «فشار خیلی زیاده! هتل به زودی خرد می‌شه!»
فرمان شروع به تکان خوردن و لرزیدن کرد و نیروی آب نیز به تشکیلات ارتباطی ضربه وارد می‌کرد. صدای بلندی به گوش رسید و وارن قطعه‌ی چوبی بزرگی را دید که ناگهان از جلوی شیشه گذشت و در میان کف‌های گرداب ناپدید شد. وارن داد زد: «سکان از دست رفت! دیگه نمی‌تونیم کشتی رو هدایت کنیم!»
صدای راپرت بلندتر از صدای چوب‌هایی که در حال خرد شدن بودند به گوش رسید که می‌گفت: «نحسه! بدیمنه!»
صدای ترق بلندی به گوش رسید، اتاق کنترل را تاریکی فرا گرفت و در همان هنگام، حاضران در هتل فریادی سر دادند.

تغییر شیوه رهبری (یازده تغییر مهم که هر رهبری باید پذیرا باشد)،(زندگی مثبت)

3,450,000 ریال

تغییر در شیوه‌ی رهبری، علی‌الخصوص در ابتدای کار، آسان نیست. اغلب مجبور می‌شوید چیزی را که در عمل کارکرد مفیدی داشته کنار بگذارید تا چیزی را که آزمایش خود را پس نداده به‌کار بندید. اغلب مجبور خواهید شد با تنش بین ثبات که به شما امنیت می‌بخشد و تطابق‌پذیری که فرصت‌های جدیدی برایتان فراهم می‌کند دست‌و‌پنجه نرم کنید. این کار به شما قدرت بهترشدن داده و کمک می‌کند پیش از ورود به موقعیت تازه، به فرد جدیدی تبدیل شوید. تمایل به پیشرفت به شما انگیزه خواهد داد تا به یادگیری ادامه دهید. ولی خبر خوش این است که یادگیری تغییر شیوه در رهبری شما را به رهبر بهتری تبدیل خواهد کرد.

جوهرک

2,200,000 ریال

جوهر مشکی ناگهان خودش را تکان داد، انگار که تصاویر در امتداد جوهر، دنباله‌دار شدند. خطوط، درخشان و سپس لرزان شدند. جوهر مشکی از گوشه‌ی تمام صفحات دفتر جریان پیدا کرد و خود را تا وسط صفحه کشاند. حرکت جوهر باعث به‌وجودآمدن ردپای جوهر پشت صفحه‌ها نشد؛ به‌استثنای صفحات سفید. خطوط تصاویر به یکدیگر متصل شده و اشکال بزرگ‌تری را، گاه مسطح و گاه زاویه‌دار، تشکیل دادند. وقتی خطوط در مرکز صفحه متحد شدند لکه‌ی سیاه بزرگی، به‌اندازه‌ی یک مشت دست، پدیدار شد. برای لحظه‌ای شکل وسط صفحه به‌نظر بی‌حرکت می‌رسید، انگار در حال استراحت است. معمولا ریکمن علاقه‌ای به هنر ندارد، اما این یکی متفاوت بود. او پاهایش را روی میز گذاشت و به‌سمت دفتر خم شد تا بتواند بهتر ببیند…

هفت مهارت موثر مربیگری (زندگی مثبت)

1,590,000 ریال

مربیگری اثربخش براساس اعتمادسازی، انگیزش توان درونی، تعهدآفرینی و اجرا و به نتیجه رساندن اهداف است. در نظر بگیرید که چگونه یک مربی می‌تواند موفق باشد وقتی که قابل اعتماد نیست، در انگیزش توان درونی ضعیف عمل می‌کند، به دیگران اعتماد ندارد، نمی‌داند چگونه یک تیم را به مرحله‌ی تعهد برساند و در رسیدن به اهداف و نتایج مهم و حیاتی ناتوان است. موفقیت همه‌ی مربی‌ها، همه، یک فرایند نشأت‌گرفته از درون است. تا زمانی که مربی‌ها این اصول را ملکه‌ی ذهن، مدل‌سازی، تمرین و زندگی نکنند، احتمال موفقیت صفر و شکست ازپیش‌تعیین‌شده است!

سایه باف

1,800,000 ریال

من نوزادی در گهواره بودم که اولین بار سایه‌ام با من صحبت کرد. اطرافیانم می‌گویند شبی که من به‌دنیا‌آمدم، حتی ستارگان و ماه هم از آسمان فرار کردند و پشت یک خرقه‌ی سیاه ‌و سایه‌مانند پنهان شدند.
انگار من یک موجود بی‌صدایی بودم که موهای براق و سیاه و چشمان جذابش همگان را شگفت‌زده می‌کرد. من، برخلاف همه‌ی نوزادان دیگر، به هنگام تولد نگریستم؛ حتی مثل آنها، با توجه به عملکرد غریزه، با گریه‌وزاری به‌دنبال مادرم نگشتم.
به‌جای رفتارهای معمول نوزادان، آغوشم را به‌سمت سایه‌ای در گوشه‌ی اتاق گشودم.
سایه هم به من لبخند زد.
هوای طوفانی، هوای مورد‌علاقه‌ی من است. قطرات باران با ملودی دل‌انگیزی خود را به در و دیوار قصر می‌کوبند و سایه‌ها بین درختان آواز می‌خوانند و می‌رقصند. انگار که تمام دنیا در تاریکی مطلق در جریان است.
سایه‌ام، دار، عمود به من ایستاده و با آشفتگی از این گوشه‌ی اتاق به گوشه‌ی دیگر می‌رود. کندرا دیر کرده است. دار می‌گوید: «ما الآن باید تو فضای سبز باشیم و بازی‌کنیم، نمی‌شنوی سایه‌ها دارن صدامون می‌کنن؟»
درست است من عاشق بازی با سایه‌ها هستم و از ته قلبم دوست‌دارم از اتاق فرار‌کنم و به جمعشان بپیوندم، اما باید امروز کندرا را ببینم.

وارن سیزدهم و نجواهای جنگل

3,200,000 ریال

وارن کنجکاوانه به آینه نگاه کرد. او کلمه‌ی جادویی «روریم» را تکرار کرد. با تعجب دید که سطح آینه لرزید و مثل آب پر از موج شد. ناگهان عکس او در آینه شروع کرد به تغییر کردن: او بلندتر، بزرگ‌تر، مقتدرتر و حتی شجاع‌تر شد! وارن تصویر خودش را در آینه دید که درست شبیه پدرش بود. وارن با خودش فکر کرد، این منم توی آینه! این انعکاس قلب منه! تصویر به محض کامل شدن ناپدید شد و وارن دوباره تصویر خودش را در آینه دید: یک پسر کوچولو با چشم‌های قورباغه‌ای اما درون وارن چیزی جان گرفته بود. او می‌دانست که قلبی شجاع و نترس دارد. مگر می‌شد پسری با چنین قلبی، هتل اجدادی و همه‌ی دوستانش را تنها بگذارد؟ بئاتریس باید آزاد می‌شد و پتولا و اسکچی برای این کار جانشان را به خطر انداخته بودند. او نمی‌توانست آن‌ها را در این جنگ، تنها بگذارد. وارن برگشت و دوباره به تصویر پدرش نگاه کرد: «ممنونم پدر.»
او بالاخره فهمید که باید چه کار کند.

پرندگان موعود

قیمت اصلی: 2,600,000 ریال بود.قیمت فعلی: 2,340,000 ریال.

بعضی از رازها را نباید نگه داشت

قیمت اصلی: 1,300,000 ریال بود.قیمت فعلی: 1,170,000 ریال.

کلیتون بیرد و سفر زیرزمینی اش

قیمت اصلی: 1,920,000 ریال بود.قیمت فعلی: 1,728,000 ریال.

کلیتون بیرد نگاهش را روی بابایی بیرد باحال ثابت کرده بود. بابایی دوست‌داشتنی خوب می‌دانست چطور از گیتار الکتریکی‌اش که قسمت اصلی و دلبرانه‌ی موسیقی بلوز است، استفاده کند. بابایی بهتر از هر کسی می‌توانست کلیتون را به گریه بیندازد. وقتی همه‌ی جمعیت منتظر آخرین قسمت ترانه بودند، کلیتون منتظر نشانه بود؛ بالاخره زمان احتمالی وقوع نشانه فرارسید. در وهله‌ی اول یک سکوت مرگبار و سپس به جای اینکه بابایی باحال ترتیب نت‌ها را حفظ کند، نت‌های دیوانه‌واری را ایجاد می‌کرد. انگشت شستش روی نخ‌های گیتار به رقص درمی‌آمد. دستگاه بلوز الکتریکی با رنگ‌های درخشانش در شب عرض‌اندام می‌کرد. جمعیتی که در پارک میدان واشنگتن بودند موسیقی را با تمام وجودشان هضم می‌کردند. آنها تشنه‌ی آخرین قسمت از کنسرت بلوز بودند. مردم دست می‌زدند، شادی می‌کردند و فریاد می‌زدند: «آخرین قسمت رو بخون.»
دستان پیر و زمخت بابایی، جمعیت را به ارتعاش درآورده بود، اما برای اعضای کنسرت و کلیتون بیرد، یا درکل، کسانی که دستی در موسیقی بلوز داشتند، این نتهای پرلرزه، بسیار قوی‌تر از چیزی بود که برای مردم نمایان می‌شد. هر چیزی از ترکیب آکوردها و اینکه نوازنده چه کسی است، برای کلیتون بیرد و آدم‌هایی که در موسیقی بلوز تبحر داشتند، به‌گونه‌ای زیباتر و با ابهت‌تر خودش را نشان می‌داد. نوازندگان بلوز نقش خودشان را می‌دانستند، کلیتون بیرد هم نقش خودش را خوب می‌دانست.

برفراز دریا

قیمت اصلی: 2,880,000 ریال بود.قیمت فعلی: 2,592,000 ریال.

سرگردان
****
نه شهرم را دوست داشتم
نه از آن متنفر بودم
آنجا فقط مکانی بود
که در آن زندگی می‌کردم.

در پس ذهن من
تنها جایی که می‌توانستم تصور کنم
نیویورک بود، جایی که پدرم
از زندگی‌اش کمال لذت را می‌برد؛
جایی دور از این شهر خواب‌آلود
با برکه‌ها و درختان کاجش
با چای، و معابدش،
با خانه‌هایی چوبی
که مانند ملوانانی دریازده
به یکدیگر تکیه داده و خود را سرپا نگه‌داشته‌اند.
شهری که روزهای زندگی در آن
همانند موج‌های دریا، تکراری و قابل پیش‌بینی است.
در خیالاتم تصور می‌کردم
که از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شوم
و شهری را که پدرم پشت سر گذاشت
ترک می‌کنم.

پسرانی از جنس روح

قیمت اصلی: 1,350,000 ریال بود.قیمت فعلی: 1,215,000 ریال.