فروشگاه کتاب رشد

کتاب صوتی هویت

کتاب صوتی هویت اثر میلان کوندرا ماجرای زندگی شانتال و ژان مارک است. این زن و شوهر یکدیگر را دوست دارند، شریک زندگی یکدیگرند، و جهانی را که نمی‌پسندند تنها در پرتو عشق خویش تاب می‌آورند.

شانتال در آستانه میانسالی احساس می‌کند دیگر کسی در خیابان به او توجه نمی‌کند. این موضوع باعث ناراحتی او شده و آن را با ژانمارک در میان می‌گذارد. کمی بعد شانتال در صندوق پست آپارتمانشان نامه‌ای را می‌بیند که خطاب به او نوشته شده و او را ستایش می‌کند. نامه‌ها باز هم تکرار می‌شود. این نامه‌ها از زبان شخصی است که…

میلان کوندرا (Milan Kundera) نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ به تابعیت فرانسه درآمد. او خود را نویسنده‌ای فرانسوی می‌داند و مُصِر است که آثارش باید چه در کتاب‌فروشی‌ها و چه در دسته‌بندی ادبی جزو ادبیات فرانسه محسوب شود. بهترین اثر کوندرا بار هستی است. قبل از انقلاب مخملی ۱۹۸۹، حکومت کمونیستی کتاب‌های وی را در چک ممنوع کرده بود. او ترجیح می‌دهد به ‌دور از هیاهوی شهرت زندگی کند و کمتر با رسانه‌ها گفتگو می‌کند. میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بوده‌است.

در قسمتی از کتاب هویت می‌شنویم:

اگر در معرض کین و نفرت قرار گیری، اگر متهم گردی و طعمه دیگران شوی، از کسانی که تو را می‌شناسند، می‌توانی انتظار دو نوع واکنش داشته باشی: برخی همرنگ جماعت می‌شوند؛ برخی دیگر محتاطانه وانمود می‌کنند که هیچ نمی‌دانند، هیچ نمی‌شنوند، به طوری که تو خواهی توانست به دیدن آن‌ها و سخن گفتن با آن‌ها ادامه دهی. این گروه دوم، که رازدار و آداب دانند، دوستان تو هستند.

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

 

فروشگاه کتاب رشد

کتاب صوتی یک گل‌سرخ برای امیلی

معرفی کتاب صوتی یک گل‌سرخ برای امیلی

کتاب صوتی یک گل‌سرخ برای امیلی اثر ویلیام فاکنر درباره‌ی میس امیلی گریرسن تنها بازمانده‌ی خانواده‌ی اشراف‌زاده و ثروتمند گریسن است که بر اثر حادثه‌ای می‌میرد در حالی که هیچ وارثی ندارد و…

ویلیام کاتبرت فاکنر (William Faulkner) رمان‌نویس آمریکایی و برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات بود. فاکنر در سبک‌های گوناگون شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، شعر و مقاله صاحب اثر است. شهرت او عمدتاً به خاطر رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش است که بسیاری از آن‌ها در شهر خیالی یوکناپاتافا اتفاق می‌افتد که فاکنر آن را براساس ناحیه لافایت، که بیشتر زندگی خود را در آن جا سپری کرده بود، و ناحیه هالی اسپرینگز/مارشال آفریده‌است.

در قسمتی از کتاب صوتی یک گل‌سرخ برای امیلی می‌شنویم:

وقتی که میس امیلی گریرسن مرد، همه اهل شهرِ ما به تشییع جنازه‌اش رفتند. مردها از روی تاثر احترام‌آمیزی که گویی از فروریختن یک بنای یادبود قدیم در خود حس می‌کردند، و زن‌ها بیشتر از روی کنجکاوی برای تماشای داخل خانه‌ی او که جز یک نوکر پیر که معجونی از آشپز و باغبان بود دست‌کم از ده سال به این طرف کسی آن‌جا را ندیده بود.
این خانه، خانه‌ی چهارگوش بزرگی بود که زمانی سفید بود، و با آلاچیق‌ها و منارها و بالکون‌هایی که مثل طومار پیچیده بود به سبک سنگین قرن هفدهم تزیین شده بود، و در خیابانی که یک وقت گل سرسبد شهر بود قرار داشت.

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

فروشگاه کتاب رشد

کتاب صوتی ویلاهای آن‌سوی دریا

معرفی کتاب صوتی ویلاهای آن‌سوی دریا

کتاب صوتی ویلاهای آن‌سوی دریا اثر سیامک گلشیری،‌ داستان نیمه شبی کنار دریاچه‌ای که ۲ مرد به طور اتفاقی از راز هم با خبر می‌شوند را روایت می‌کند.

سیامک گلشیری نویسند معاصر ایرانی است. او را، که یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان سال‌های اخیر ادبیات ایران بوده‌ است، به سبب آنکه نویسندگی را تنها پیشه‌ی خود قرار داده و رمان‌ها و داستان‌های کوتاه بسیاری خلق کرده، از معدود داستان‌نویسان حرفه‌ای ایران می‌دانند.

در قسمتی از کتاب صوتی ویلاهای آن‌سوی دریا می‌شنویم:

چراغ‌های توی‌ ویلاهای‌ آن‌سوی‌ دریاچه‌ سوسو می‌زد و صدای‌ آهنگ‌ ملایمی‌ از دور به‌ گوش‌ می‌رسید. هرازگاهی‌ هم‌ صدای خنده‌ی‌ چند نفر را می‌شنیدم. درست‌ یک‌ ساعت‌ بود که نشسته بودم آن‌جا‌ و هنوز حتی یک‌ ماهی‌ هم‌ نگرفته‌ بودم‌. انگشت‌ اشاره‌ام‌ بی‌حس‌ شده‌ بود. نخ‌ را از دور انگشتم‌ باز کردم‌ و قلاب‌ را بالا کشیدم‌. طعمه سرِ قلاب نبود. تکه‌ی ‌کوچکی خمیر نان‌ را لای‌ انگشت‌هایم‌ به‌ شکل‌ کرم‌ درآوردم‌ و فرو کردم‌ توی‌ قلاب‌. بلند شدم‌. نخ را چند بار چرخاندم و قلاب را پرت کردم وسط آب‌. قرقره را گذاشتم‌ روی‌ زمین‌ و سنگی‌ گذاشتم‌ رویش‌ و رفتم‌ سراغ‌ چوب ماهیگیری‌ که توی‌ لوله‌ی‌ سه‌پایه گذاشته بودمش. کشیدمش‌ بیرون‌ و قرقره‌ را چرخاندم‌. قلابش‌ به‌ خزه‌ها گیر می‌کرد و سخت‌ بالا می‌آمد. چند بار نخ‌ را شل‌ و سفت‌ کردم‌ تا بالاخره‌ بیرون آمد. خمیر نان‌ دست‌نخورده‌ سر قلاب‌ بود. کندمش‌ و تکه‌ای‌ دیگر چسباندم سر قلاب‌. بعد زبانه را آزاد کردم‌، چوب را بردم‌ پشت ‌سرم و باشدت جلو آوردم‌. نخ‌، با آن‌ وزنه‌های‌ نسبتا سنگین‌، بیست‌متری‌ به‌ جلو پرت‌ شد. چوب‌ را گذاشتم‌ توی‌ لوله‌ی سه‌پایه‌ و برگشتم کنار قرقره. نخش‌ را چند بار دور انگشتم‌ پیچاندم‌ و منتظر کوچک‌ترین تکان شدم. حتی به قلاب نوک ‌هم نمی‌زدند..

با صدای سیامک گلشیری

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

فروشگاه کتاب رشد

کتاب صوتی در سکوت یک شهر

معرفی کتاب صوتی در سکوت یک شهر

کتاب صوتی در سکوت یک شهر اثر بهناز علی‌پور گسکری داستان کوتاهی است از مردی که پسرش را به قتل رسانده است.

در قسمتی از کتاب صوتی در سکوت یک شهر می‌شنویم:

«آقای فرداد پسرش را کشته و …»

خبر کوتاه بود و هولناک. شب از یازده گذشته بود. امیر می‌گوید یازده یک ربع کم بود؛ اواخر بهار بود و هوا حسابی دونفره. خوابگاه را پیچانده بودیم و زده بودیم بیرون به خیابانگردی. دو هفته مانده بود به امتحانات و تعطیلی دانشگاه. اتفاق آن‌قدر دانه‌درشت بود که از گلوی ذهن‌مان پایین نمی‌رفت. نمی‌خواستیم باور کنیم. حتی درباره‌اش حرف نمی‌زدیم. ولی جلوی فکر کردن را که نمی‌شود گرفت، می‌شود؟

کاش تابستان بعدش نمی‌رفتیم. ما توی تهران برنامه زیاد داشتیم، دوست و رفیق هم فتّ و فراوان. جشن پایان‌ترم می‌گرفتیم و صفا. ولی آن سال امتحان آخر را که دادیم، فردایش شهر خودمان بودیم. چی داشت آن شهر خفه‌ی بی‌خاصیت که وقت و بی‌وقت هوایش می‌زد به سرمان؟ دست خودمان نبود. ولی آن روزها ولوله‌ای دیگر به سرمان افتاده بود که به این راحتی‌ها بیرون‌برو نبود…

نویسنده : بهناز علی‌پور عسگری

برای دانلود اینجا کلیک کنید